شجاعت ودلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه

در روزعاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است.

وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه قصر بنى مقاتل گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از

بيدارىانا لله و انا اليه راجعون گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع)

وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مى‏گويد اين كاروان به

سوى مرگ مى‏رود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود:چرا. پس گفت:فاننا اذن لا نبالى ان نموت

محقينپس باكى از مرگ در راه حق نداريم.

روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند

او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى

اوجز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مى‏رفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم

ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت

و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود


پيكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت

دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر

(ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين

(ع)صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد


قتل الله قوما قتلوك...و تكرار مى‏كرد كه:على الدنيا بعدك العفا.و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را

به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين (ع) دفن شده است.

مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين (ع ) دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد.