یک روز به مادر گفت:«من را بیشتر دوست داری یا خدا را ؟»

مادر گفت:«خب معلومه؛خدا را!»

پرسید:«امام حسین(ع) را بیشتر دوست داری یا خدا را؟»

مادر با تعجب گفت:«امام حسین(ع) رو هم برای خدا میخوام.»

خوشحال شده بود.خندید.

گفت:«پس اگه اینجوریه،حتما راضی هستی

که من برم فدای امام حسین(ع) بشم!»