حادثه...
برا جشن تولدش یه مراسم پارتی ترتیب داده بود
به همه ی دوست و فامیل هم اومده بودند
بعد از بزن و برقص و مصرف مشروبات الکی ، تقریباً آخرای شب بود که میترا به دوستاش گفت:
می خوام شور و شادی جشن تولدم رو تکمیل کنم
یکی از بچه ها پرسید : چه جوری؟
میترا: میرم توی خیابونا دور میزنیم ، چطوره؟
دوستای میترا قبول کردند و همه با ماشیناشون رفتند توی خیابون
وسط این شور و شادی ها ، میترا که به خاطر مصرف مشروبات الکلی حالت طبیعی نداشت ، شروع کرد به
لایی کشیدن و ویراژ دادن بین ماشینا
اونقدر ناشیانه رانندگی کرد تا اینکه تعادل ماشین از دستش خارج شد و خورد به تیر برق کنار خیابون
اونقدر شدت برخورد زیاد بود که میترا و چند تا از دوستاش در دم جون میدن
صبح فردا میترا رو به بهشت زهرا انتقال دادند
وقتی جسدش رو روی سنگ مرده شور خونه گذاشتند
خانوم غساله اومد و شروع کرد به پاک کردن و ساییدن لاکهای ناخن میترا
همینطور که لاک ها رو می سایید ، زیر لب می گفت: اگه این دختر وقتی داشت لاک می زد ، می دونست
اینطوری باید براش پاک کنن ، اصلا شاید لاک نمیزد .... اگه می دونست ، توی جشن تولدش اون همه گناه
رو نمی کرد...
طرح صالحیـــن اقدامی محوری، عمــده